
به قلم سید مصطفی میرزاباقری برزی، تحلیلگر سیاسی
در روزهایی که رسانههای معاند جمهوری اسلامی ایران تمام توان خود را بر ایجاد شکاف در جامعه و سیاهنمایی واقعیتها متمرکز کردهاند، موج جدیدی از درخواستها برای «باز شدن اینترنت» به راه افتاده انداختهاند اما ریشه این صداها کجاست و چه کسانی پشت این سناریوی رسانهای قرار دارند؟
اینکه صدای «اینترنت حق مردم است» از کدام گلوگاهها شنیده میشود، موضوعی روشن است. بلندگوهای رسانهای بینالمللی و بازوهای سایبری رژیم صهیونیستی، در رأس این هیاهو قرار دارند اما کسانی که به این بازی رسانهای دامن میزنند، ترکیبی از چهرههای شناخته شده در میان برخی روشنفکران و فعالان خارجنشین هستند که ظاهرا دغدغه کشف «حقیقت ناگفته» در شبکههای معاند را دارند.
واقعیت این است که اینترنت، مانند یک تنگه استراتژیک بسته نیست، بلکه محدودیتها در شرایط خاص، با هدفی مشخص اعمال میشود. همانطور که در کودتای دی ۱۴۰۴ شاهد بودیم، قطع ارتباطات لیدرهای آشوب و دشواری کار آنها با ابزارهای ارتباطی جایگزین، نشان داد که اینترنت چگونه میتواند ابزاری در دست دشمن برای پیشبرد اهداف براندازانه باشد. بنابراین، دفاع از امنیت ملی و جلوگیری از تکرار سناریوهای تخریبگرانه، امری حیاتی است، به خصوص در شرایطی که احتمال اقدامات خصمانه دشمن در قالب حرکات تروریستی و ایجاد جنگ شهری همچنان وجود دارد.
یکی از تناقضات آشکار در مواضع منتقدان اینترنت، تمرکز بر نابودی کسب و کارهاست. در حالی که بستر لازم برای راهاندازی و رونق کسب و کارها در پلتفرمهای داخلی فراهم است، اصرار دشمن بر استفاده از اپلیکیشنهای خارجی بیش از آنکه دغدغه اقتصادی باشد، نشانی از شیفتگی به «مرغ همسایه غاز است» و تمایل به استفاده از سرویسهای وابسته به غرب دارد. گویا منطق «ما اصل جنس را میخواهیم» بر هر منطق اقتصادی و امنیتی اولویت یافته است.
جماعت پهلویدوست و دنبالهروهایشان، که اخیراً عزادار شکست پروژه کودتای دیماه ۱۴۰۴ بودند، نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور نیز با تخریب و ایجاد اخلال در کسب و کارهای فعال، چهره واقعی خود را نشان دادند. جالبتر آنکه، همین افراد از حامیان خارجی خود، از جمله دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی، درخواست حمله نظامی به ایران و حتی تخریب زیرساختها را مطرح کردند؛ درخواستی که عمق خباثت و وابستگی آنها را آشکار میسازد.
نکته تأملبرانگیز دیگر، همسویی صفحات منتسب به رژیم صهیونیستی در فضای مجازی با مطالبه «اینترنت آزاد» برای مردم ایران است. این همراهی، سؤالاتی جدی را در مورد اهداف پشت پرده این حمایتها مطرح میکند. اینکه آیا رژیم آدمکش صهیونیستی که همواره منافع خود را بر هر اصل دیگری ترجیح میدهد، ناگهان دلسوز حقوق شهروندی مردم ایران شده است؟ یا این یک تاکتیک جدید برای ایجاد جنگ روانی و تضعیف ایران در شرایط حساس منطقه است؟
در میان لجنپراکنیهای فضای مجازی، بحث «سیمکارت سفید» هم به عنوان یکی دیگر از محورهای تفرقهافکنی هم قبلا مطرح شده و همچنان به آن میپردازند. تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان در مورد دسترسی به این امکانات، بخشی از پازل دشمن برای ضربه زدن به انسجام ملی است.
در نهایت باید گفت که نباید از نقش گروههایی که با ظاهری روشنفکرانه، همسو با رسانههای بیگانه به ویژه رسانههایی که از رژیم صهیونیستی تغذیه مالی و فکری میکنند غافل شد. تجربیات گذشته نشان داده که این افراد، با تکیه بر منابع نامعلوم و اخبار غیرموثق، سعی در وارونهنمایی واقعیتها دارند و هوشیاری در برابر این جنگ ترکیبی، که رسانه، اقتصاد و امنیت را هدف قرار داده، وظیفه همگان است.
انتهای پیام